تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم

29

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )

مهر خوبان مهر خوبان دل و دين از همه بىپروا برد * رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زيبا برد تو مپندار كه مجنون سر خود مجنون گشت * از سمك تابه سمايش كشش ليلى برد من به سرچشمهء خورشيد نه خود بردم راه * ذرّه‌اى بودم و مهر تو مرا بالا برد من خس بى سروپايم كه به سيل افتادم * او كه مىرفت مرا هم به دل دريا برد جام صهبا زكجا بود مگر دست كه بود * كه در اين بزم بگرديد و دل شيدا برد خم ابروى تو بود و كف مينوى تو بود * كه به يك جلوه زمن نام ونشان يك جا برد خودت آموخته‌ام مهر وخودت سوخته‌ام * با برافروخته رويى كه ، قرار از ما برد همه ياران به سر راه تو بوديم ولى * غم روى تو مرا ديد ومرا تنها يغما برد همه دل باخته بوديم وهراسان كه غمت * همه را پشت سرانداخت مرا تنها برد « 1 » بارگاه گل « 2 » همى گويم و گفته‌ام بارها * بُود كيش من مهر دلدارها پرستش به مستى است در كيش مهر * برونند زين جرگه هشيارها

--> ( 1 ) . مهر تابان ، ص 56 ( 2 ) . يكى از مشهورترين سروده‌هاى علّامه طباطبائى است